نوشت افزار

نبود «کاراکتر»، محصولات فرهنگی ایرانی را شکست می‌دهد

ناتوانی در شکل دادن به جهان‌های معنادار همبسته با همه انواع محصولات فرهنگی مسئله‌ای است در سال‌های اخیر به شکلی فراگیری عنصر نفوذ و تاثیرگذاری را از حوزه‌های مختلفی چون شعر، داستان، سینما، تئاتر، نقاشی و… ایرانیان سلب کرده است؛ در چنین فضایی ما با انواع فرم‌ها و نحله‌ها و بازیهای پر آب و رنگ هنری و فرهنگی مواجه‌ایم، بدون اینکه «جهانِ معنادار اثر» در حاشیه آنها قابل درک و دریافت باشد و این اثر یا محصول فرهنگی و هنری بتواند با خلق معنایی نو، تاثیر و نفوذی را بر مخاطب یا مصرف‌کننده‌اش بگذارد. در کنار فرهنگ‌سازی از طریق اسباب‌بازی و محصولات فرهنگی، پیوست‌های فرهنگی هم قابلیت بالایی دارد که گویی هنوز جایگاه فرهنگی‌اش را پیدا نکرده است. با توجه به پرونده «باربی/سارا؛ سرنوشت دو جهان»، دریافته‌ایم پیوست‌های فرهنگی از ارکان اصلی محصولات فرهنگی است و باید به آن توجه و بها داده شود. سعید حسینی مدیرعامل مجمع نوشت‌افزار از نبود «کاراکتر» در انیمیشن‌ها، اسباب‌بازی و… نام می‌برد و شخصیتی که کودکان آن را دوست داشته باشند و برایشان جذاب باشد بسیار کم وجود دارد. این گفتگوی مهر با سعید حسینی است.

زمانی‌که از تاثیرات صنایع فرهنگی در جامعه صحبت می‌کنیم یعنی حوزه‌های این بخش مانند تولید اسباب‌بازی‌ها، ساخت انیمیشن، عرضه کتاب‌های مصور و … به صورت زنجیره‌وار در چرخه تولیدات انبوه قرار بگیرد، اگر بخواهم به طور مصداقی بیان کنم اگر اسباب‌بازی تولید می‌شود برای شناساندن و معرفی آن احتیاج به پیوست‌های فرهنگی داریم، به عنوان مثال، کتاب‌های مصور تولید شود یا انیمیشن‌اش ساخته شود تا در ذهن و ناخودآگاه کودک بنشیند و در مواجه با اسباب‌بازی یا لوازم‌التحریر با شخصیت آن بیگانه نباشد، همان‌گونه که می‌بینیم شخصیت‌ کارتونی «باربی»، «فروزن»، «باب‌اسفنجی»، «بتمن»، «اسپایدرمن»، «سونیک» و … برایشان جذابیت دارد و به دنبال دفترهای فانتزی نقاشی و مشق این شخصیت‌ها هستند، مسلما برای انتقال فرهنگ بومی‌مان نیازمند شخصیت قوی در حوزه اسباب‌بازی و انیمیشن هستیم، چرا در خلق «شخصیت» در حوزه صنایع فرهنگی ضعیف عمل کرده‌ایم، نقطه ضعف این مسئله کجاست؟

بله! موضوع پیوست فرهنگی کاملاً درست است همچنین ضعفش در نوشت‌افزار و حوزه‌های دیگر هم وجود دارد؛ در حال حاضر، در بحث کودک و نوجوان در فضای کاراکتر محور ایستاده‌ایم که این بخش تقویت شود. مسلما مرادمان از پیوست فرهنگی بخشی‌اش همان کاراکتر است که ما شخصیت‌های محبوبی نداریم تا کودکان او را دوست داشته باشند، در درجه بعدی بر روی محصولات بنشیند و به بازار عرضه شود.

پیرو پرونده‌ای که شما در خبرگزاری راه‌اندازی کردید و تیتر مناسبی که زده‌اید، همچنین مقام معظم رهبری به این موضوع اشاره داشتند که از دلایل شکست عروسک‌های «دارا و سارا» نبود پیوست‌های فرهنگی است. در کنار پیوست فرهنگی، بحث شخصیت‌پردازی هم وجود دارد. شخصیتی که کودکان به آن علاقه داشته باشند و به سمت آن جذب شوند. نبود شخصیت جذاب و مناسب در تمام حوزه‌ها همانند اسباب‌بازی، لوازم اتاق خواب، پوشاک، تم‌تولد، مواد غذایی و بهداشتی نمود پیدا کرده است، این ضعف تنها در نوشت‌افزار نیست.

اما از سال ۹۱، در حوزه نوشت‌افزار، اتفاقات قابل ملاحظه‌ای به وجود آمد برای برای تولیدکنندگان و هم خانواده‌ها این دغدغه ایجاد شد که محصولی را تولید و خریداری کنند که با فرهنگ بومی خودمان سازگاری داشته باشد. در آن‌سال‌ها همزمان با پخش سریال‌های چون شهیدبابایی، مختارنامه و شکرستان سعی در برجسته کردن شخصیت‌ها و انعکاس آن در نوشت‌افزار کردیم. البته برخی از این طرح‌ها برای کودکان مناسب نیست و در رده سنی آنان قرار نمی‌گیرد اما توانسته‌ایم ارتباط اولیه را برقرار کنیم تا این فرصت را مغتنم بشماریم و خلاء‌ای‌ که در بازار وجود داشت را پُر کنیم.

در سال‌های اولیه با تولیدکنندگان محدود بر روی شخصیت‌های اصیل ایرانی کار کردیم اما زمانی‌که در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان نمایشگاه نوشت‌افزار برگزار کردیم و عکس‌العمل خانواده‌ها را به صورت مستقیم نسبت به کالاها رصد کردیم، سعی در اصلاح نادرستی‌ها و کژی‌ها داشتیم. البته اطلاع‌رسانی دقیق رسانه‌ها ما را به این خودباوری رساند که اگر بخواهیم، می‌توانیم گام‌های موثری در این زمینه برداریم.

تقریبا در این ۵، ۶ سال فعالیت فشرده و گسترده در حوزه نوشت‌افزار هر کاراکتری که در حوزه کودکان ظرفیت داشت را کار کردیم همانند، «کلاه‌قرمزی»، «شکرستان»، «شاهزاده روم»، «جناب‌خان»و… برای محصولات نوجوانان از الفبا، معماری فارسی، جغرافیا، مکان‌های قدیمی و تاریخ استفاده کردیم که برخی‌ از این مولفه‌ها مابه‌ازای خارجی هم دارند مانند برج ایفل که حجمی از محصولات ما را گرفته است.

قرار گرفتن مثلث مردم، رسانه‌ها و تولیدکننده‌ها در کنار هم، اتفاق خوبی را رقم می‌زند. زیرا حمایت جدی از لحاظ منابع و تسهیلات از سوی دولت نداشته‌ایم، اما با حمایت مردم جریانی را آغاز کرده‌ایم که این جریان روزبه‌روز گسترده‌تر و بزرگ‌تر شده است و تولیدکنندگان بیشتری به این حوزه ورود پیدا کردند.

روزی که شروع کردیم طراحی‌ها خیلی مطلوب نبود زیرا طراحان با ذهنیت طرح‌های خارجی تصویرسازی را انجام می‌دادند ولی بعد از ۴، ۵ سال، در محصولات تنوع، بلوغ و کیفیت را می‌بینیم، به نظرم این دغدغه و بلوغ هم باید در حوزه اسباب‌بازی اتفاق بیفتد. البته تشکیل انجمن تولیدکنندگان اسباب‌بازی نوید خوبی برای کارهای جمعی افراد دغدغه‌مند در این فضا است.

قرار گرفتن مثلث مردم، رسانه‌ها و تولیدکننده‌ها در کنار هم، اتفاق خوبی را رقم می‌زند. زیرا حمایت جدی از لحاظ منابع و تسهیلات از سوی دولت نداشته‌ایم، اما با حمایت مردم جریانی را آغاز کرده‌ایم که این جریان روزبه‌روز گسترده‌تر و بزرگ‌تر شده است و تولیدکنندگان بیشتری به این حوزه ورود پیدا کردند.

اگر بگوییم در حوزه نوشت‌افزار صنعتی شدیم، باید از ساختار و چرخه‌ای منسجم از ساماندهی تولید، توزیع، ترویج و فروش نام ببریم، آیا در این حوزه‌ها توانسته‌ایم موفق باشیم و بگوییم که ما در حوزه نوشت‌افزار صنعتی شده‌ایم، با توجه به اینکه شما در جایی گفته‌اید کشورمان در این حوزه به‌قدری توانا شده که نیازهای خاورمیانه را تامین می‌کند؟!

نمی‌توانیم کاملا بر این امر صحه بگذاریم که به خودکفایی رسیده‌ایم تا همه نیاز داخل را پوشش دهیم، ولی به اکوسیستمی رسیدیم که بگوییم اجزایی دقیق و جزئی داریم. به نظرم می‌توانیم تلقی صنعت را داشته باشیم، تولیدکننده‌های قدرتمندی داریم در برخی حوزه‌ها توان اینکه کامل نیاز داخل را برطرف کنیم، وجود دارد اما خلاءهای زیاد هست که باید تقویت شوند ولی در این چند سال رشد خوبی داشته‌ایم، به واسطه جریانی که ایجاد شده و جایگاهی که در حوزه نوشت‌افزار کسب کردیم، صنعت اسباب‌بازی هم می‌تواند استارت خوبی بزند.

آقای حسینی، شما بیان کردید که در حوزه نوشت‌افزار می‌توانیم تلقی صنعت را داشته باشیم اما همچنان نمی‌توانیم تماما و کاملا نیازهای تولیدات داخل را پوشش دهیم، چه عواملی مانع این موضوع شده که صنعت منسجم، نداشته باشیم؟

دو موضوع مهم و اصلی از موانع صنعتی شدن در درجه اول محیط کسب‌وکار در ایران است یعنی صنعت ما کامل شکل گرفته اما انگیزه‌ای برای سرمایه‌گذاری جدید وجود ندارد بیشتر از لحاظ بیمه، مالیات و سرمایه‌گذاری‌ها مشکل داریم اما می‌بینیم که در شرایط سخت باز هم دست به تولید می‌زنیم. موضوعی دیگری که ابتدای صحبت‌هایم به آن اشاره کردم و به صنعت نوشت‌افزار مرتبط نمی‌شود بحث کاراکترسازی است که باید شکل بگیرد.

مگر ما در حوزه انیمیشن، کارتون و اسباب‌بازی کاراکتر کم داریم؟ می‌توانیم شخصیت‌های عروسکی «کلاه قرمزی»، «مجموعه شکرستان»، انیمیشن «فیلشاه» و «شاهزاده روم» و… را در حوزه نوشت‌افزار به تولید انبوه برسانیم؟

احسنت درست می‌گویید. نکته اصلی اینجاست که این انیمیشن‌ها و کارتون‌ها تا زمانی‌که روی آنتن تلویزیونی و سینمایی هستند، محبوبیت دارند اگر پخش آن‌ها در صداوسیما تمام شود، بلافاصله افت می‌کنند و قابلیت تولید ندارند زیرا در ذهن کودکان دور می‌شود و دیگر دوست‌اش ندارند و موج طرفداری از این‌ها کاهش پیدا می‌کند.

چطور شرکت «متل» شخصیت‌ عروسکی «باربی» را توانسته سالیان سال محبوب نگه‌دارد، آن‌ها با برنامه‌ریزی دقیق و استراتژی فرهنگی باربی را در صدر اسباب‌بازی‌ها گذاشته‌اند و همچنان «باربی» انتخاب کودکان است!

البته «باربی» در میان عروسک‌های مختلف اروپایی خیلی روی بورس نیست اما در رده‌های اول پرطرفدارترین‌ها هست، ما نمی‌توانیم محصولات «باربی» را با اسباب‌بازی‌ها و اکسسوری‌مان مقایسه کنیم، زیرا شرکت سازنده «باربی» فعالیت‌های گسترده تلویزیونی دارد، انیمیشن‌ها زیادی در این زمینه ساخته‌اند، حضور مستمر در توزیع و تبلیغات وسیع در فضاهای مجازی دارند. ببینید انیمیشن‌ یا کارتون‌هایی که هر روز برای کودکان نمایش داده می‌شود در تاثیر آن شخصیت  بسیار موثر است در حالیکه ما از چنین رویداد مهمی غافل هستیم.

در تبلیغات هم بسیار ضعیف عمل کردیم!

بله تبلیغ و ترویج.

البته غفلت در این حوزه وجود داشته، واگرنه ما برنامه تلویزیونی «کلاه‌قرمزی» را داریم که هم برای کودکان و هم بزرگسالان جذابیت دارد و پرطرفدار است و این پتانسیل و قابلیت را دارد سری اسباب‌بازی، لوازم‌التحریر و… آن تولید شود، اما ما از فرصت‌ها به‌خوبی استفاده نمی‌کنیم، تا چه حد با این پیش‌فرض موافق هستید؟

بله! مجموعه «کلاه‌قرمزی» خوب هست اما مشکلی که برای برخی از این برنامه‌ها و کاراکترها ایجاد شده، موضوع «مالکیت» و «تجاری‌سازی» آن است زیرا یا این برنامه‌ها تولیدات صداوسیما هستند یا میان این سازمان با تهیه‌کننده اختلافاتی وجود دارد که نمی‌توان شخصیت‌ کارتونی را در صنایع فرهنگی و پیوست‌های آن کار کرد به عنوان مثال قصد داشتیم شخصیت‌ کلاه قرمزی را برای حوزه نوشت‌افزار استفاده کنیم اما به ما اجازه ندادند یا چند ماه پیگیر عروسک «جناب‌خان» بودیم که تولیدکنندگان نوشت‌افزار می‌توانستند این عروسک را الگو قرار دهند اما نتوانسته‌ایم و تکلیف این کاراکتر در سیستم همچنان مشخص نشده است، این امر میان خالقان و تهیه‌کنندگان انیمیشنی و تلویزیونی جا نیفتاده و فرآیند برایشان تعریف نشده که بتوانند وارد این حوزه‌ها شوند.

در دنیا زمانی که انیمیشنی اکران می‌شود تمام بازار پُر از محصولات اکسسوری، لوازم شخصی، کالاهای اتاق خواب، لوازم‌التحریر و نوشت‌افزار می‌شود و چند برابر اکران‌اش، در ابعاد تجاری‌سازی به فروش می‌رسد اما در ایران چنین نگاهی وجود ندارد که می‌توان از این رویدادها، اتفاقات موثر فرهنگی و اقتصادی رقم زد.

برای تقویت یک صنعت ملی و بومی، شدیدا نیازمند مدیریت واردات و صادرات کالاهای مرتبط با آن صنعت هستیم. تا چه حد سیاست‌های وارداتی و صادراتی اسباب‌بازی در کشور هماهنگ با هدف تقویت و رشد این صنعت است و تا چه حد واردات غیرقانی و بی‌ضابطه یا منفعت‌طلبانه دلال‌ها به این تولیدات و صنایع آسیب رسانده است؟ ما یک بسته مدادرنگی از برند «استدلر» می‌خریم که تولید اصلی آلمان نیست بلکه چینی است و کالاهای چینی بازار را قبضه کرده‌اند که نه کیفیت محصول آلمانی دارد و نه کیفیت ایرانی این در حوزه نوشت‌افزار ما آسیب است، نظر شما چیست؟  

اساسا در همه محصولات، وارادات بی‌رویه وجود دارد و هیچ‌گونه نظارت دقیقی بر روی آن‌ها نمی‌شود این‌که شما می‌گویید برندهای همچون «استدلر» به صورت فیک و تقلبی در بازار عرضه می‌شود، کاملا درست است و مردم از این موضوع اطلاع ندارند و آن محصول را خریداری می‌کنند، این اتفاق خوشایندی نیست که ارزش‌گذاری روی کالاها وجود ندارد. مضاف بر آن‌که کاراکترها هم بدون مالکیت به بازار می‌آید و به صورت رایگان استفاده می‌شود.

پس باز هم حق کپی‌رایت رعایت نمی‌شود و این معضل در این چرخه هم وجود دارد؟

بله! این موضوع کار را برای تولیدکننده داخلی سخت می‌کند. منظورم تولیدکننده انیمیشن و اسباب‌بازی است که نمی‌توانند از محصولات‌شان کسب درآمد کنند تولیدکننده اسباب‌بازی یا نوشت‌افزار می‌گوید کاراکتری که به‌مراتب جذاب‌تر است و با ۲۰۰ میلیون دلار ساخته‌شده، کودکان هم آن را می‌شناسند و برایشان جذابیت دارند را باید رایگان در اختیارشان قرار داد. اما محصولات ضعیف‌تر را با هزینه خریداری کنند. در حالی‌که می‌بینیم انیمیشن «فیلشاه» واقعا قابل رقابت با کاراکترهای خارجی است.

بخشی از دفاتر و محصولات فرهنگی شما مزین به تصاویر شهدای گرانقدر ما و طرح‌هایی است که به عنوان طرح‌های انقلابی و دفاع مقدسی شناخته می‌شود. در خصوص این طرح‌ها تا چه حد نیازسنجی و کار کارشناسی برای بالابردن تاثیرات مثبت آنها انجام شده است؟ این سوال از آن‌جهت اهمیت دارد که به شخصه دیده‌ام برخی والدین در هنگام مواجهه با این محصولات اظهار می‌کنند که هنوز کودکانشان آشنایی با مفاهیمی که این محصولات قرار است القا کنند ندارند و شاید به جای جاذبه، برای آنها دافعه ایجاد کند. پاسخ شما به این انتقادات چیست؟

باید به این نکته توجه کنیم که استفاده‌کنندگان از لوازم‌التحریر تنها کودکان نیستند بلکه مصرف‌کننده این محصولات را از رده سنی ۷ سال داریم تا دانشجویان.

طرح‌های مذهبی و انقلابی در حوزه نوشت افزار طرفداران خاص خودش را دارد، مثلا کودکانی که در سن‌های پایین‌تر هستند و به دلیل شرایط خانوادگی و اقتضای محیطی که بزرگ شده‌اند، از این محصولات استقبال کردند.

درست است، ولی به هر حال بیشتر از دیگر اقشار، کودکان و نوجوانان هستند که مخاطب این بازار هستند!

بله! البته این نوع طرح‌های مذهبی و انقلابی طرفداران خاص خودش را دارد، مثلا کودکانی که در سن‌های پایین‌تر هستند و به دلیل شرایط خانوادگی و اقتضای محیطی که بزرگ شده‌اند، از این محصولات استقبال کردند. تولیدکننده‌ها این محصولات را برای مصرف‌کننده‌ها تولید می‌کنند مطمئنا در این چرخه تقاضا وجود دارد که در سال یک میلیون از این نوع دفاتر تولید می‌شود و سال‌به‌سال هم آثار این حوزه توسعه پیدا می‌کند. البته به این امر هم قائل هستیم که طرح‌های زده شده برای کودکان با رنگ‌های متنوع و کاراکتر جذاب ارائه دهیم. سال‌های اولیه که دفاتر شهدا را کار کردیم فروشگاه بیهقی در میدان آرژانتین به من زنگ زدند که از پُرفروش‌ترین دفاترشان طرح شهید احمدی‌روشن بوده است زیرا بچه‌ها از تلویزیون و رسانه با این امر آشنا شدند و موضوع را درک کردند. مسلما کودکان و  نوجونان با کلیدواژه‌هایی همچون قهرمان‌های ملی، ایثار، شجاعت و دشمن آشناییت دارند و برایشان قابل‌فهم است حتی نام برخی از این کاراکترها را شنیده‌اند. البته استقبال از طرح‌ها کم نیست هر چند تنوع در محصولات با هر سلایقی جور در می‌آید، وقتی ۴، ۵ هزار محصول در این حوزه داریم، منطقی است که همه سلایق را در آن بچینیم.

در حوزه صادرات نوشت‌افزارها تا چه اندازه موفق عمل کردیم و اگر نتوانسته‌ایم موفق باشیم چه موانعی وجود داشته است؟

موانعی وجود ندارد در اصل در این حوزه کاری نکردیم که صادر کنیم. تولید ما کم و قیمت تمام‌شده بالا است. در کشورهای همسایه چین حرف اول را می‌زند ولی با شرایط پیش‌آمده قیمت‌های دلار، فرصت صادرات به وجود آمده و محصولات ما قابل‌رقابت با کشورهای دیگر است. باید از این فرصت استفاده کنیم و جهش خوبی در صادرات داشته باشیم.

صنایع فرهنگی در حوزه نوشت‌افزار ما فارغ از ابعاد تجاری و صنعتی، دارای وجوه تربیتی و فرهنگی است و بر مخاطبان تاثیرات تربیتی دارد، نیازمند سازوکاری هستیم که با کاراکتر و شخصت‌پردازی دقیق و حساب‌شده تولیدات را با ایده‌های علمی و تخصصی، تربیتی و فرهنگی یکدست کنیم. آیا در بخش تولید نوشت‌افزار در کشور اتاق‌های فکری تخصصی اعم از روانشناسان رنگ و جامعه‌شناسان داریم که این انطباق را صورت دهند و تاثیرات روانی، تربیتی، فرهنگی، جامعه‌شناختی و… تولید داخل را مدیریت کنند؟

البته ما در خلق کاراکتر بسیار ضعیف عمل کرده‌ایم که در حوزه نوشت‌افزار این اتفاق ایجاد کاراکتر نمی‌افتد. مسلما در تشکیل این اتاق فکر هم هیچ راهبردی وجود ندارد، روانشناسی رنگ را در محصولات کار نکردیم، در کاراکترها تنوعی وجود ندارد، البته به تازگی با وجود انیمیشن «فیلشاه» جریانی راه افتاده که امیدواریم ادامه‌دار باشد. البته ما نباید محصولاتمان را با کمپانی «دیزنی» مقایسه کنیم، آن‌ها دپارتمان دقیق متشکل از روان‌شناس، جامعه‌شناس و نخبه دارند که ما این دپارتمان را نداریم، طراحان ما، طرح‌های غربی و اروپایی کار می‌کردند که آرام آرام به بلوغ فکری و دانش خودمان در این زمینه رسیده‌ایم و در اول راه هستیم اما با موفقیت فاصله زیادی نداریم.

با توجه به گفته‌های شما که از سال ۹۱ شروع خوبی در زمینه نوشت‌افزار داشته‌اید و تا به امروز که نزدیک به ۵هزار تولیدکننده در این حوزه فعالیت گسترده دارند، با وجود تکنولوژهای مختلف، به‌روز، کارآمد و هوشمند که در مدارس هم به این تکنولوژی مجهز شده‌اند و با تبلت همه کارشان را انجام می‌دهند، خیلی دیر به این حوزه ورود نکرده‌ایم؟

این گزاره‌ای که استفاده از نوشت‌افزار کاهش پیدا کرده، درست است ولی کاملا حذف نمی‌شود. البته در محصولات تنوع زیادی وجود دارد که اگر در حوزه لوازم‌التحریر افت‌وخیز داشته باشیم در محصولات فانتزی همانند «تم‌تولد» و لوازم شخصی نیازها را به‌روز کنیم و محصولات جدیدی را به بازار عرضه کنیم.

کاهش استفاده از آن را قبول دارم اما مسئله ما صرفاً نوشت‌افزار نیست. مسئله اصلی تولید محتوا در حوزه کودک و نوجوان است. مثلاً اگر ۲۰ سال پیش چادر (خانه‌های کوچک از جنس برزنت) وجود نداشت اما در حال حاضر نیاز خانواده‌ها برای کودکانشان است، باب‌های جدیدی را در این حوزه‌ باز کردیم که در محور پیوست فرهنگی آن وجود دارد.

منبع : خبرگزاری مهر

ننوشت افزار!

امسال دیگر داستان مدارس با «مهر» شروع نمی‌شود؛ سال تحصیلی جدید این‌بار با تعداد زیادی از بچه‌هایی که امسال دانش‌آموز هستند، جمعیتی که به گفته وزیر آموزش و پرورش کشورمان با 6 درصد رشد به 14 میلیون و 7 هزارو 736 نفر رسیده‌اند، مهربان نیست. ذوق و شوق خرید لوازم‌التحریر، کیف و کفش و لباس مناسب مدرسه، امسال برای خیلی از خانواده‌ها جایش را به یک حسرت بزرگ داده است. حسرتی که درست از وقتی پایشان را به فروشگاه‌ها یا نمایشگاه‌های عرضه لوازم‌التحریر و نوشت‌افزار، می‌گذارند همراهشان می‌شود؛ احساسی ناخوشایند که با برچسب قیمت روی کالاها رابطه مستقیم دارد و هرچه زمان می‌گذرد و چشم‌ها بیشتر روی قیمت‌ها می‌چرخد بیشتر می‌شود؛ حسرتی که به یک افسوس می‌رسد، یک افسوس ماندگار که از افزایش بیش از 40 درصدی قیمت لوازم‌التحریر در بازار سرچشمه می‌گیرد.
داستان مهر امسال، داستان بی‌مهری است، بی‌مهری گرانی و بالارفتن قیمت‌ها. ما این بی‌مهری را در کوچه پس کوچه‌های بازار بزرگ تهران می‌بینیم؛ وقتی مثل والدین خیلی از بچه‌مدرسه‌ای‌های دیگر، بازار بین الحرمین و پله‌نوروزخان بازار بزرگ تهران را برای خرید انتخاب می‌کنیم. جایی که از سال‌ها پیش، نزدیکی‌های مهر که می‌شود، شلوغ است و پرهیاهو.
پر از آمد و شد جمعیتی که غرفه‌های بزرگ و کوچکش را بالاو پایین می‌کنند تا مداد و دفتر و خودکار و لوازم‌التحریری مناسب و ارزان قیمت‌تر پیدا کنند.

امسال اما حکایت این قسمت از بازار هم، حکایت بقیه دالان‌های بازار است، اینجا هم بازار کساد است و این کسادی، حوصله فروشنده‌ها را سر برده ؛ مخصوصا وقتی نصف بیشتر وقت‌شان به دادن قیمت به مشتری‌هایی می‌گذرد که به قول خودشان خریدار نیستند.

حاج صادق ریاضی یکی از همین مغازه‌دارهاست، آنها که مشتری همیشگی‌اش هستند، می‌دانند که مغازه‌اش نسبت به سال‌های قبل خالی است و خودش می‌گوید اجناسش در گمرک مانده‌اند. او که یکی از قدیمی‌های بازار لوازم‌التحریر است می‌گوید: «تا باز شدن مدرسه‌ها دو هفته بیشتر نمانده اما نه هنوز جنس‌هایی که ما عید آوردیم از گمرک ترخیص شده و نه مردم در این گرانی می‌توانند جنس بخرند.»

گلایه این مغازه دار، این جا هم به قیمت ارز می‌رسد، به بالا و پایین شدن نرخ دلار و کالاهایی که با دلار 4200 تومانی وارد کرده و حالا با بالارفتن قیمت دلار، در گیرودار ترخیص مانده‌اند؛ گلایه‌ای که باعث می‌شود او به ما بگوید: «ما که خودمان فروشنده ایم الان کالاها را چند برابر پارسال می‌خریم، مثلا خودکار 300 تومانی برای ما 1000 تومان تمام می‌شود، مردم چطور اینها را تهیه کنند؟ مدرسه که فقط یک خودکار نمی‌خواهد، همه چیز گران شده … مردم هم که دستشان خالی است.»

حساب و کتاب مالی خانواده‌ها به هم ریخته

فرشته. الف ، یک مادر است، مادری که امروز برای خرید لوازم‌التحریر مورد نیاز بچه هایش به بازار آمده؛ لوازمی که مدرسه یک ماه پیش موقع ثبت نام لیست کرده و به او داده. لیستی که از طرف مدرسه به این مادر که دو دختر کلاس اولی و کلاس ششمی دارد داده شده، فهرست پروپیمانی است از وسیله‌هایی که خودش هم معتقد است در طول سال همه آنها را استفاده نمی‌کند اما چاره‌ای جز خریدشان ندارد، وقتی بقیه بچه‌ها آن‌ها را تهیه کرده‌اند.

یک نگاه به لیست می‌اندازیم، در پایه اول، وسایلی که مدرسه مورد نیاز دیده، از یک بسته مداد رنگی 12 رنگ و مداد مشکی و قرمز و پاک‌کن و تراش و دفتر نقاشی و دفتر خط دار شروع می‌شود و می‌رسد به چسب ماتیکی و دو عدد جامدادی زیپی، یک بسته چوب خط و چینه و گوش پاک کن، یک بسته کاغذ A4، کلییر بوک 100‌برگ، مقوای مخصوص گواش سفید، قلم‌موی گرد شماره 4، 8 و 12 و البته یک بسته کاغذ مخصوص اوریگامی!

میانگین قیمتی که فعلا برای مجموع این کالاها به این مادر داده شده بین 250 تا 280 هزارتومان است. قیمتی که بسته به کیفیت کالاها و مارکشان بالا و پایین می‌شود. برای دختر بزرگ‌تر او اما این قیمت با احتساب فلش 4 گیگی که مدرسه گفته باید علاوه بر لوازم دیگر تهیه کنند، از 350 هزارتومان هم می‌گذرد و البته این هزینه، بجز کیف و کفش و لباس فرم بچه‌هاست.

آقای داوودی پدر یک دانش‌آموز کلاس سومی است، او خودش پرس وجوی ما را که می‌بیند جلو می‌آید و می‌گوید: «سال گذشته جامدادی خریدم 15 هزارتومان، الان همان شده
45 هزارتومان! الان زیپ گران شده؟ پارچه گران شده؟ چطور شده این‌قدر قیمت یک جامدادی ساده رفته بالا؟! به این نتیجه رسیده‌ام که پسرم خیلی از وسایل سال قبلش را امسال هم می‌تواند استفاده کند! کیفی که کیفیت خوبی داشته باشد و حداقل یک سال دیگر هم برایش دوام بیاورد، زیر 200 هزارتومان نیست. سرجمع فکر کنم حدود 800 هزارتومان با لباس فرم مدرسه‌اش باید هزینه کنم که مبلغ کمی نیست و واقعا حساب و کتاب‌های مالی ما را تا سر برج به‌هم می‌ریزد .»

مریم. خ، یک خریدار دیگر است، مشتری ای که از اسلامشهر تا اینجا آمده تا لوازم‌التحریر مورد نیاز دختر و پسرش را با قیمت مناسب‌تری تهیه کند، او البته دست پر است، با یک کیسه پلاستیکی پر از دفتر و خودکار و مداد، روبه‌روی ما می‌ایستد و می‌گوید: «من امسال حدود 250‌هزارتومان برای دوتا بچه‌هایم که کلاس سوم و هفتم هستند هزینه کردم که البته فکر کنم تا نصف سال بیشتر جواب ندهد. وسیله‌ها هم بین 30 تا 50 درصد افزایش قیمت داشتند، هرچقدر کیفیت جنسی بالاتر بود، قیمتش هم بالاتر بود. به خاطر همین یکسری از لوازم سال گذشته‌شان را سروسامان می‌دهم تا امسال هم استفاده کنند.»

وقتی بچه‌ها را برای خرید نمی‌برند

خرید مایحتاج مدرسه، هر سال با آغاز بازگشایی مدارس به یکی از دغدغه‌های خانواده‌ها تبدیل می‌شود، این داستان جدیدی نیست، امسال اما قیمت‌های عجیبی که روی کالا‌ها نشسته، خیلی‌ها را متعجب کرده، آن‌قدر که دقیق‌تر شوند و چند بار برچسب قیمت را بخوانند و باورشان نشود یک مداد تراش ساده می‌تواند 7000 تومان قیمت داشته باشد، همانی که سال گذشته 1800 تومان می‌خریدند یا یک مداد رنگی 36 رنگ، که پارسال 55 هزارتومان بود حالا 129 هزارتومان شده باشد یا از آن عجیب‌تر، دفتر سیمی 100 برگ، همانی که پارسال بین
5000 تا 6000 تومان می‌خریدند، امسال
11 هزارتومان شده باشد و 50 برگش 6000 تومان. اتفاقی که باعث شده، کمتر خانواده‌ای دست فرزندش را بگیرد و با خودش به بازار بیاورد، چرایش را ما از یک زوج می‌پرسیم، پدرومادری که بدون دو فرزندشان برای خرید آمده و می‌گویند: «آن‌قدر قیمت‌ها زیاد شده که نمی‌توانیم حق انتخاب به آنها بدهیم… خودتان ببینید هرچیزی که جلدش قشنگ‌تر است و عکس و رنگ بهتری دارد قیمتش حداقل 5000 تومان بیشتر است، بچه‌ها هم که عاشق لوازم رنگی‌تر و خوشگل‌تر هستند… این‌طوری حداقل خودمان لوازم مورد نیازشان را تهیه می‌کنیم و حداقل 150 هزارتومان صرفه جویی می‌شود.»

سایه گرانی، از همین حالا روی سر مهر سنگینی می‌کند، تا باز شدن مدارس کمتر از دو هفته زمان باقی است و مهر امسال با خانواده‌ها و بچه‌هایی که مدرسه‌ای شده‌اند، سر سازگاری ندارد.

گونی برنج به‌جای کیف

این حسرت تلخ اما خارج از مرزهای پایتخت، پررنگ تر می‌شود، مخصوصا وقتی به نقاط حاشیه نشین کشور می‌رسد، به شهرستان‌های محروم و دور از امکانات، به سرزمین‌هایی که پر است از استعداد، اما دست مردمانشان خالی است. در دنیای آمارها، این جمعیت 19 میلیون نفر است، 19 میلیون از 81‌میلیون نفری که در گوشه و کنار این کشور یک میلیون و ۶۴۸ هزار و ۱۹۵ کیلومتر مربعی پراکنده شده‌اند. ما این آمار را از قول معاون پیشگیری و درمان سازمان بهزیستی کشور می‌نویسیم؛ از قول فرید براتی سده که می‌گوید حدود 3000 منطقه حاشیه‌ای در کشور وجود دارد؛ نقاطی که هیچ‌وقت زیبا نبوده‌ و حالشان خوب نیست.

تقویم در این مناطق حاشیه‌ای و محروم هم مثل دیگر نقاط کشور، مانند پایتخت، ورق می‌خورد و به مهر می‌رسد، به شروع سال تحصیلی جدید! به آغازی که اینجا برای خیلی‌ها دوست داشتنی نیست. این را معلم دبستان غلامعلی شهرکی شهرستان زهک سیستان و بلوچستان به ما می‌گوید، مدرسه‌ای در فاصله 1537 کیلومتری پایتخت، جایی که رامین ریگی معلم دبستانش است. مهر برای این معلم، تکرار تصویر دانش‌آموزانی است که به جای کیف، با گونی برنج و کیسه‌های پلاستیکی به مدرسه می‌روند. بچه‌هایی که لباس و کفش مناسب ندارند. ریگی به ما می‌گوید: امسال قضیه گرانی در مناطق ما وحشتناک است، دیگر کسی توانش نمی‌رسد چیزی برای مدرسه بخرد، اگر خیرین نباشند تعداد زیادی از این بچه‌ها قید درس خواندن را می‌زنند.»

خیرینی که این معلم سیستانی از آن صبحت می‌کند، سال گذشته دست 120 دانش‌آموز این مدرسه را گرفته‌، برایشان لباس و کیف و کفش خریده اند و او امیدوار است رشته محبت شان امسال هم وصل باشد و به این مدرسه برسد:« واقعیتش امسال که برای تهیه بسته آموزشی اقدام کردیم از دیدن قیمت‌ها شوکه شدیم، الان ارزان‌ترین کیف برای ما 35 هزار تومان تمام می‌شود، در این بسته ما سه تا دفتر می‌گذاریم و یک بسته مداد رنگی و چندتا مداد سیاه و مداد قرمز و پاک کن و تراش، سرجمع یک بسته بین 70 تا 80 هزارتومان تمام می‌شود که مبلغ کمی نیست… اما همه تلاشمان این است که این بسته به موقع به دست بچه‌ها برسد، می‌دانید که بچه‌ها اگر اول سال تحصیلی را با لباس و کفش و دفتر مناسب شروع نکنند، خاطره خوبی در ذهنشان نمی‌ماند.»

مینا مولایی

منبع : متن روزنامه جام جم
شنبه 17شهریورماه 1397

بازاری که هنوز در اختیار نوشت‌افزار‌های غربی است

بازاری که هنوز در اختیار نوشت‌افزار‌های غربی است

با گذر از بازار نوشت افزار‌ها میبینیم که اکثر بازاری ها فروشگاه‌های خود را با نوشت افزار‌های غربی پر می‌کنند. به همین بهانه با یکی از تولیدکننده‌های نوشت افزار ایرانی اسلامی گفتگو کردیم؛
حلواییان تولیدکنند‌ه نوشت افزار‌های ایرانی اسلامی، در خصوص وضعیت بازار نوشت‌افزار‌ها اظهار کرد: با وجود اینکه تبلیغات گسترده‌ای در حوزه‌ی خرید کالای ایرانی صورت گرفته؛ اما متاسفانه هنوز نیمی از بازار نوشت افزار‌ها به دست خارجی‌هاست. البته کمک صداوسیما و پشتوانه مردم در حمایت از نوشت افزار ایرانی اسلامی در سال‌های اخیر، کار تولید کننده‌های داخلی را هم رونق داده است؛ اما هنوزبه نقطه ایده آلی که بازار به دست نوشت افزار ایرانی بیفتد، نرسیده ایم.

وی افزود: کالای قاچاق و واردات بی رویه در شرایطی اتفاق می‌افتد که می‌توان به نیروی داخلی اتکا کرد. به نظرم مهمتر این است که در تولید داخلی، اهداف ایرانی اسلامی را با ظرافت خاصی می توان پیاده کرد. البته نوع تولید محصول داخلی حتی در نوشت‌افزار هم به اقتصاد مقاومتی کمک می‌کند.

وی خاطرنشان کرد: کشور ما از لحاظ فرهنگی بسیار غنی است و مشاهیر، افسانه و قهرمانان بسیاری دارد که تصویرگری نشده اند؛ زیرا صنعت کاراکترسازی نداریم.

نوشت افزارهای ایرانی را بهتر بشناسیم ( قسمت دوم )

نوشت افزارهای ایرانی را بهتر بشناسیم ( قسمت دوم )

در بازار نوشت افزار ایران محصولات بسیار زیادی وجود دارد که بنا به نیاز های روزمره اقشار جامعه ارائه می شوند و از نیاز های همیشگی مردم می باشند ، در سالهای گذشته کشور های چین و هند این نیاز را به خوبی درک کرده بودند و این بازار را در اختیار داشتند ، پس از به وجود آمدن معضلات فرهنگی طرح های این اجناس و مواد اولیه آنها و خروج ارز از کشور تولید کنندگانی در داخل کشور در این زمینه کوشیدند تا فرهنگ و ارز کشور را حفظ کنند ، اگر شما هم مشتاق هستید بدانید تولید کنندگان داخلی در تولید چه محصولاتی موفق ظاهر شده اند در قسمت دوم این نوشته با بلاگ آوای مهر همراه باشید.

تحریر :
شاید مهمترین بخش این تولیدات در تحریر جلوه کند چون به دست تمامی جامعه می رسد و همه جا کاربرد دارد و اگر از کیفیت لازم برخوردار نباشد بدبینی نسبت به تمامی اجناس ایرانی ایجاد می کند ، شرکت کیان در این زمینه تولیدات خوبی داشته و خودکار های خود را در رنگ های مختلف عرضه کرده است ، همچنین در تولید خودکار و پاک کن و ماژیک شرکت سفیر نیز تولیدات با کیفیتی در مدل های مختلف عرضه نموده است ، همچنین شرکت آفتاب در این بخش تامین کننده ی مداد و پاک کن است که با بسته بندی ها و انواع مختلف این مداد و پاک کن ها را به بازار عرضه می کند ولی در مقابل آن شرکت سی بی اس نیز مداد های سیاه و قرمز و همچنین پاک کن با کیفت خوبی را عرضه نموده است و همچنین شرکت قاصدک نیز مداد های تولید خودش را عرضه نموده است ، جای خالی تراش در این محصولات را مانابرتر حل نموده است همچنین شرکت رز تحریر یزد نیز ماژیک های وایت برد را تولید می کند.

خط کش و شابلون :
در تولید این محصولات شرکت صریر پیشگام بوده است که محصولات بسیاری را اعم از خط کش ها در اندازه های مختلف ، گونیا و نقاله ساده ، اشکال هندسی ، انواع شابلون ژله ای و سلفونی و پرگار تولید می کند ، شرکت سی بی است در این زمینه نیز خط کش ها و گونیا و نقاله و شابلون تولید می کند و به علاوه در کنار این محصولات خط کش های مانا برتر نیز حضور دارد.

فانتزی :
یکی از جذاب ترین قسمت های لوازم التحریر برای همگان لوازم فانتزی است این محصولات که از طیف بسیار زیادی تشکیل شده است از کودکان و خردسالان تا بزرگسالان را شامل می شود و به همین دلیل باید از کیفیت ساخت بسیار بالایی برخوردار باشد . به تعدادی از شرکت های عرضه کننده ی این محصولات می پردازیم ؛ شرکت ایما در این زمینه پازل های فومی شخصیت کارتونی را تولید می کند ، دوکامن موش های کاغذی خود را عرضه کرده و برچسب های کاغذی محصول قاصدک است ، مانا برتر سری های مداد با طرح برج میلاد و مجموعه ی پرسام تخته شاسی و ساک دستی و ایما پک بسته بندی را وارد بازار کرده اند همچنین فطرس در میاد تولید دفتر ، پاکت پول گلاسه با طرح های رنگ و برجسته و تخته وایت برد تولید می کند ، شرکت بزرگ آریا در این دسته بندی خمیر 5 رنگ و 6 رنگ و 10 رنگ سطلی و مقوایی و با ابزار وبسته های بزرگ خمیربازی را ارائه می کند همچنین آریا در سبد محصولات خود پاستل 6 رنگ و 12 رنگ و کاور مهدکودک چسب ماتیکی و خمیر شنی را نیز دارد. در ادامه این محصولات صریر تخته پاک کن های وایت برد ساده و مغناطیسی را نیز تولید کرده است.
در این لیست محصولات شرکت آریو نیز با بازی های خود حضور دارد ، ساعت چند منظوره آموزشی و جدول چندمنظوره آموزش ریاضی و جدول ضرب پازلی مفهومی من جمله این محصولات است.

جامدادی :
تولیدات جامدادی ها تقریبا کامل در ایران صورت می گیرد و تنوع مدل آنها به غیر از پارچه که بصورت عادی و اشبالت و مدل های دیگر می باشد و در سری های تک زیپ و دوزیپ وجود دارد ، جامدادی ها را شرکت های ایما ، زرین ، صبا و جا قلمی ها را شرکت های بهشت و سی بی اس تولید می کنند.

با اینکه بسیاری از نیاز های کشور با این محصولات برطرف می شود اما هنوز جای تولید محصولات بسیاری در این زمینه باز است و نیازمند اعتماد مردم به این بازار و شرکت های داخلی تولید کننده آن است ، چانچه علاقه مند به اطلاع از قیمت و توضیحات بیشتر محصولات و سفارش کالا باشید می توانید با مراجعه به شبکه های اجتماعی ما و یا تماس با کارشناسان ما این اطلاعات را دریافت کنید ؛ با مطلب دیگر ما در بلاگ آوای مهر همراه باشید.

برنامه‌ریزی فصلی مبتنی بر بازار فصلی (در نوشت‌افزار)

برنامه‌ریزی فصلی مبتنی بر بازار فصلی (در نوشت‌افزار)

تقاضای نوشت‌افزارها در شهر تهران، ماهیت فصلی دارد بر این اساس بهتر به نظر می‌رسد که تحلیل‌ها در سیاست‌گذاری انبار، توزیع و تولید محصولات و هم‌چنین سیاست‌گذاری تبلیغات و منابع انسانی نیز به صورت فصلی صورت گیرد. بدین ترتیب که در ماه‌های خرداد و تیر مدیران کسب و کار بایستی به مسئله انبار و تولید توجه کنند. پیش از آن (در ماه‌های فروردین و اردیبهشت) بایستی به مسئله تولید توجه کنند.

برنامه‌ریزی فصلی مبتنی بر بازار فصلی (در نوشت‌افزار)

در ماه‌های زمستان باید بر روی طراحی طرح‌های جدید و R&D تمرکز کرد. در ماه‌های مهر و آبان بایستی تحقیقات بازاریابی بر روی فروش در شهریور و مهر تمرکز کرده و نتایج آن را استخراج کنند و هم‌چنین برنامه‌ریزی استراتژیک کسب و کار را برای سال آینده بازبینی کنند. بدیهی است در ماه‌های شهریور و مهر تمرکز اصلی بر روی فروش و افزایش نیروهای فروش می‌باشد. تمرکز اصلی در اواخر ماه‌ مرداد، شهریور و تا نیمه مهر بایستی بر روی تبلیغات باشد.

خودکار بیک

ظهور و سقوط خودکار بیک ایرانی

نام فامیلشان تحریریان بود و اصالتا اصفهانی بودند ولی ساکن تهران.
شغل پدرش هم فروش لوازم التحریر در بازار بود.
او فرزند چهارم خانواده تحریریان بود و نور چشمی پدر.

همین که دبستان را تمام کرد به حجره پدرش رفت و مشغول کار شد؛
شبانه درس میخواند و روزها کار میکرد. عاشق مکالمه به زبان انگلیسی بود و ول کن هم نبود.

کلاس زبان میرفت و جوری شده بود که مثل بلبل انگلیسی حرف میزد.
از سربازی که آمد، زن گرفت و باز به حجره پدرش برگشت.

فامیلشان را از تحریریان به رفوگران تغییر دادند.
اولین درخشش او زمانی بود که یک محموله مداد از ژاپن به ایران رسید و او کولاک کرد! چون همسرش برای مدادها منگوله های رنگی میساخت و ایده میداد تا فروش بهتر شود و با این کار سودشان چند برابر شده بود!
این بود که علی اکبر به فکر تجارت افتاد. چون خانواده ای مذهبی بودند و به حقشان قانع بودند، پدرش محافظه کار بود و بلند پروازی علی اکبر را که میدید میگفت آخر تو، کار دست من میدهی!

علی اکبر گوشش بدهکار این حرفها نبود. کم کم کارخانه علی اکبر رفوگران و برادران را تاسیس کرد و عکس برگردان و برچسب آیه های قرآن را چاپ زدند و دعای “وان یکاد” و طرح “فالله خیرحافظا و هو ارحم الرحمین” در ایران غوغا کرد.
از ماشین عروس تا ویترین مغازه ها جایی نبود که برچسب ها نباشد!
این شد که سرمایه ای دست و پا کرد.
کم کم به فکر تولید قلم خودنویس افتاد ولی هرچه تلاش کرد موفق نشد.

تا اینکه در يك روز تابستانی، آقايی به نام بهنام، به مغازه شان آمد و لای كاغذی كه در دست داشت، سه عدد قلم بود. علی اکبر شروع به نوشتن کرد و ديد چه چيز خوبی است!
پدرش آمد و علی اکبر گفت آقای بهنام اين قلم ها را آورده.

پدر نگاه كرد و نوشت و گفت علی اكبر اينها چطوری جوهر ميخورند؟
گفتم اينها جوهر نميخورد، “خودكار” است!
اين كلمه “خودكار” را او اولین بار در ایران به کار برد و رویش ماند.

یک روز نماینده همان شرکت خودکار فرانسوی به نام آقای لوک به ایران آمده بود و توی بازار با علی اکبر میگشتند تا بازار را نشانش بدهد.

آقای لوک به علی اکبر گفت اگر نماینده این خودکار بودید چقدر میفروختید؟ علی اکبر گفت سالی ۲ میلیون خودکار!!! این عدد ۴ برابر فروش لوازم التحریر مغازه بود.

فردای آن روز تلگرافی از فرانسه رسید و او “نماینده فروش خودکار بیک” شد!!! قول ۲ میلیون فروش خودکار داده بود ولی ۵ میلیون خودکار فروخت!!

کم کم فکری به ذهنش رسید.
به پدرش گفت بيا برويم كارخانه خودکار بیک را خودمان راه بيندازيم!!
پدرش گفت: باز به كله ات زده يك كار ديگر بكنی؟
جواب داد ما اگر توليد كنيم هم به مملكت خودمان خدمت می كنيم و هم يك عده شاغل می شوند و نان می خورند و با این حرف ها پدرش قبول کرد.

حالا راضی کردن آقای بیک دردسر بود. آقای بیک گفت بشرطی اجازه میدهم که بتوانی خودکاری مثل این خودکار تولید کنی و یک نمونه داد.
رفوگران خودکار را تولید کرد و به فرانسه فرستاد!

خودکار آنقدر خوب بود که تلگراف از فرانسه رسید که شما سريعاً به پاريس بيا.
رفت.
مدیر بیک به او گفت من به تو اجازه ساخت ميدهم، فقط يك شرط دارد.
به من بگو با چه موادی، اين خودکار را توليد كردی؟!
اینطور شد که شروع كردند و موفق شدند به طوری كه در سال دويست ميليون عدد خودکار فروخت و اين عااالی بود.

با کمک پدرش یک قطعه زمین ۱۱ هزار متری در تهران نو خریدند و کارخانه ای بنا کردند و ماشین آلات را از فرانسه به تهران آوردند.
تعداد پرسنل در آغاز کار ۹۶ نفر بود اما کم کم بیشتر و بیشتر شدد.

مداد سوسماری هم آن زمان رو به ورشکستگی بود.
کارخانه زیان ده مدادِ سوسماری را از فرمانفرمایان خریدند و در فروش مداد سوسماری هم رکورد زدند.
بعد در سال ۱۳۷۵ عطر بیک (عطر جوانی) را به خط تولیدشان اضافه کردند و باز رکورد زدند!
تا اینجا خیلی خوب بود
اما کمی بعد ماجرایی در سازمان تعزیرات حکومتی، پای برادران رفوگران را به زندان باز کرد تا در نهایت با پادرمیانی آقای ناطق نوری، نامه تظلم خواهی برادران کارآفرین را مورد پیگیری قرار داده بودند، قائله پس از دشواری فراوان ختم شد.

پس از آن ماجرا رفوگران هرگز آن آدم سابق نشد.
کم کم، کار کارخانه بیک خوابید!

خود رفوگران میگوید وداع تلخی با خودکار بیک و کارخانه ای که خودم سنگ بنایش را گذاشته بودم، داشتم
و الان، حس پدری را که فرزندش را از دست داده باشد، دارم.

آن روزها خودکار بیک حرف اول را در ایران می زد؛ اما حالا خودکارهای چینی جای یک تولید ملی را گرفته اند.

رفوگران این روزها با بیش از ۸۴ سال سن و با وجود بیماری در لواسان به دور از هیاهوی شهر، شعر می نویسد

شاید با همان خودکار بیک

تولید ایران

نوشت افزارهای ایرانی را بهتر بشناسیم ( قسمت اول )

در بازار نوشت افزار ایران محصولات بسیار زیادی وجود دارد که بنا به نیاز های روزمره اقشار جامعه ارائه می شوند و از نیاز های همیشگی مردم می باشند ، در سالهای گذشته کشور های چین و هند این نیاز را به خوبی درک کرده بودند و این بازار را در اختیار داشتند ، پس از به وجود آمدن معضلات فرهنگی طرح های این اجناس و مواد اولیه آنها و خروج ارز از کشور تولید کنندگانی در داخل کشور در این زمینه کوشیدند تا فرهنگ و ارز کشور را حفظ کنند ، اگر شما هم مشتاق هستید بدانید تولید کنندگان داخلی در تولید چه محصولاتی موفق ظاهر شده اند با بلاگ آوای مهر همراه باشید.

دفتر و کلاسور :
با توجه به نیازهای روز افزون مردم به انواع دفتر ها از کلاسور تا دفترچه یادداشت شرکت های بسیاری در ایران بر این شدند تا این نیاز را با طرح هایی بسیار زیبا و کیفیت بالا تولید کنند که معرفی برترین های آنها را می توانید در بلاگ آوای مهر بیابید .
این دفاتر برروی جلد های خود از طرح هایی بهره می برند که برای خلق آنها ساعت ها فکر و کار انجام شده است که برد تبلیغاتی مناسبی نیز برای فروشگاه های ارائه کننده است ، اگر با این طرح ها و شخصیت ها آشنایی ندارید می توانید معرفی کامل این طرح ها را در بلاگ آوای مهر بخوانید.

رنگ آمیزی و نقاشی:
ابزار رنگ آمیزی و نقاشی که یکی از پرکاربرد ترین ابزار ها در میان لوازم التحریر هستند بخش بزرگی از محصولات موجود در بازار را تشکیل می دهند ، در امور حرفه ای معمولا نقاشان به برند های بین المللی توجه بیشتری نشان می دهند اما شرکت های داخلی ای هستند که به تولید و عرضه ی این ابزار با کیفیت مناسب برای استفاده ی کودکان می پردازند یکی از بزرگترین شرکت های داخلی که در این زمینه مشغول فعالیت است شرکت ” آریا ” می باشد ، از محصولات این شرکت می توان گواش های 6 رنگ و 12 رنگ ، کیف کامل نقاشی شامل مدادرنگی و گواش و … و رنگ انگشتی پرداخت ، همچنین شرکت آفتاب نیز از شرکت هایی است که در این زمینه ورود کرده است و مدادرنگی های خوبی تولید می کند و در انتها شرکت سی بی اس نیز آبرنگ 6تایی و 12تایی و گواش های با کیفیت خود را در زمره ی این بخش از نوشت افزار قرار داده است.

بایگانی و صحافی :
لوازم بایگانی و صحافی که بیش از استفاده شخصی در ادارات و شرکت ها مورد استفاده قرار می گیرند و بسیاری از بودجه ی آنها صرف این هزینه ها می شود و با استفاده از تولیدات داخلی میتوان بهره بسیاری از آن برد ، پس شرکت های داخلی ای که این مسئله را به خوبی درک کرده بودند شروع به تولید این محصولات در حد توان خود نمودند ، مجموعه صبا در این زمینه تولیداتی چون پاکت در رنگها و اندازه های مختلف ، شیرازه ، کازیه ، زیرپایی ، زیرتقویم ، جاچسبی و جایادداشتی را دارد که در سبد آوای مهر به مشتریان عرضه می کند.

با اینکه بسیاری از نیاز های کشور با این محصولات برطرف می شود اما هنوز جای تولید محصولات بسیاری در این زمینه باز است و نیازمند اعتماد مردم به این بازار و شرکت های داخلی تولید کننده آن است ، چانچه علاقه مند به اطلاع از قیمت و توضیحات بیشتر محصولات و سفارش کالا باشید می توانید با مراجعه به شبکه های اجتماعی ما و یا تماس با کارشناسان ما این اطلاعات را دریافت کنید ؛ با قسمت های بعدی این مطلب در بلاگ آوای مهر همراه باشید.